بازتعریف قدرت در عصر فناوری؛ از زیرساخت دیجیتال تا حاکمیت ملی به قلم رئیس پارک علم و فناوری چهارمحال و بختیاری

در جهان امروز، دیگر نمی‌توان فناوری را صرفاً یک ابزار اقتصادی تلقی کرد. شرکت‌های فناوری، به‌ویژه در حوزه‌های داده، هوش مصنوعی و زیرساخت‌های دیجیتال، به بازیگرانی تبدیل شده‌اند که در شکل‌دهی به نظم جهانی نقش‌آفرینی می‌کنند. این تحول، نه یک روند تدریجی، بلکه یک جهش بنیادین در ماهیت «قدرت» است.

بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، فناوری و ژئوپلیتیک اکنون به‌طور کامل در هم تنیده شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که دیگر نمی‌توان این دو حوزه را جدا از یکدیگر تحلیل کرد. قدرت کشورها بیش از هر زمان دیگری به توانایی آن‌ها در مدیریت داده، زیرساخت‌های دیجیتال و سرعت تصمیم‌گیری مبتنی بر فناوری وابسته شده است . این یعنی آنچه امروز امنیت ملی را تعریف می‌کند، نه‌تنها تجهیزات نظامی، بلکه «اکوسیستم فناوری» نیز به عنوان یکی از بازیگران اصلی امنیت مطرح می شود.

در این میان، شرکت‌های بزرگ فناوری به نوعی «حاکمیت دیجیتال» دست یافته‌اند. آن‌ها نه‌تنها مالک زیرساخت‌های حیاتی مانند رایانش ابری و پلتفرم‌های ارتباطی هستند، بلکه در بسیاری موارد، جریان اطلاعات، رفتار کاربران و حتی تصمیمات اقتصادی و سیاسی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. مطالعات جدید نشان می‌دهد این شرکت‌ها به سطحی از نفوذ رسیده‌اند که در برخی حوزه‌ها، عملکردی مشابه دولت‌ها دارند .

از سوی دیگر، وابستگی کشورها به این زیرساخت‌ها، به یک چالش راهبردی تبدیل شده است. طبق گزارش مؤسسه گارتنر، بیش از ۷۵ درصد سازمان‌ها تا سال ۲۰۳۰ به دنبال راهبرد «حاکمیت دیجیتال» خواهند بود تا وابستگی خود به زیرساخت‌های خارجی را کاهش دهند . این نشان‌دهنده یک تغییر پارادایمی است: از جهانی‌سازی فناوری به سمت «بومی‌سازی هوشمند»

در همین راستا، امنیت سایبری نیز از یک موضوع فنی به یک مؤلفه ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. گزارش مجمع جهانی اقتصاد تأکید می‌کند که عملیات سایبری اکنون به ابزار رسمی قدرت کشورها تبدیل شده و برای اهدافی مانند نفوذ، تخریب و اعمال فشار مورد استفاده قرار می‌گیرد . این بدان معناست که هر سازمان، هر شرکت و هر زیرساخت دیجیتال، عملاً در میدان رقابت‌های جهانی قرار دارد.

نکته قابل تأمل دیگر، تمرکز شدید زیرساخت‌های فناوری در دست تعداد محدودی از بازیگران جهانی است. این تمرکز، در کنار پیچیدگی زنجیره تأمین فناوری، ریسک‌های جدیدی ایجاد کرده است. به‌طوری که اختلال در یک بخش می‌تواند پیامدهای زنجیره‌ای در سطح جهانی داشته باشد . چنین شرایطی، ضرورت توجه به تاب‌آوری فناوری را بیش از پیش برجسته می‌کند.

در این میان، هوش مصنوعی به‌عنوان موتور محرک این تحولات، جایگاه ویژه‌ای دارد. رقابت کشورها برای دسترسی به داده، توان پردازشی و الگوریتم‌های پیشرفته، به یکی از مهم‌ترین محورهای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. این رقابت نه‌تنها اقتصادی، بلکه امنیتی و حتی فرهنگی است.

با توجه به این تحولات، نقش پارک‌های علم و فناوری نیز دچار دگرگونی شده است. این نهادها دیگر صرفاً مراکز حمایت از شرکت‌های نوپا نیستند، بلکه به بازیگران کلیدی در تقویت استقلال فناوری، توسعه زیرساخت‌های بومی و کاهش آسیب‌پذیری‌های ملی تبدیل شده‌اند.

در نهایت، باید پذیرفت که مفهوم قدرت در حال بازتعریف است. در جهانی که داده، الگوریتم و زیرساخت دیجیتال تعیین‌کننده هستند، کشورهایی موفق خواهند بود که نه‌تنها مصرف‌کننده فناوری، بلکه تولیدکننده و مالک آن باشند. این مسیر، نیازمند نگاه راهبردی، سرمایه‌گذاری هدفمند و هم‌افزایی میان دولت، صنعت و نهادهای علمی است.

این یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است.

بایگانی